خرید بک لینک
صادق بررسی از مرجع هدایت طبق کپی رایت جان. میبینی؟ این روزهای تنگ و تاریک که پشت سر هم میان و میرند رو میبینی؟ نه! خوشا به حالت. خودت رو خلاص کردی و رفتی. ای کاش روحی وجود داشت، ای کاش روحت وجود داشت که گاهی بیاد و یواشکی تو گوشام زمزمه کنه، تموم میشه. تموم میشه یه روزی ...

میدونم که درک میکنی ... میدونم اگه یکی باشه که بفهمه اون تویی. درک میکنی نه؟

درک میکنی ظلمت شب رو ، که قبل خواب، با تموم قلبت دعا کنی امشب شب آخر باشه، که دعا کنی دیگه فردایی نباشه، همه چیز تو همون شب خلاصه شه ...

درک میکنی صبح هارو که ساعتت تیک تیک زنگ میزنه و از خواب بیدار میشی و تا به خودت میای، قلبت درد میگیره از اینکه یه روز دیگه هم زنده موندی و نور آفتاب رو میبینی ...

درک میکنی سختی و نفرت هر نفس کشیدن ُ نه؟ که تو هر نفس از خودت متنفر باشی و التماس کنی که کاش این نفس آخر باشه ...

میدونم اینارو درک میکردی صادق جان.اما حیف گذاشتی رفتی. چطور اون همه سال دووم آوردی؟ چطور دارم این همه روز دووم میارم؟ نمیدونم خودمم! منم دارم کم کم تلاشمو میکنم. زنگ میزنم به دلال ها واسه این که یه شب یه خونه خالی اجاره بدن به یه دختر ! شاید باورت نشه ولی تو حتی تو اینم شانس آوردی که پسر بودی.

مسافرخونه های الان هتل ن در اصل. اجاق گاز ندارن. اما کم کم پیدا میکنم یه خونه مناسب رو. یه جای خلوت ساکت رو که برم گاز روشن کنم، حفاظ های خونه رو ببندم، دراز بکشم روی زمینش و هر نفسم رو عمیق تر از هرنفسی که تا الان میکشم بکشم، چون میدونم اون نفس ها معجزه خواهند بود، همون نفس هان که منو خواهند کشت ... آخ صادق جان ، حیف که من هم مثل تو در انزوا خواهم مرد. حیف که مثل تو ،کسی ساعت ها قبلش دستانم رو بررسی از مرجع نخواهد طبق کپی رایت گرف و بررسی از مرجع نخواهد طبق کپی رایت گفت برو به سلامت، آروم بخوابی.

حیف صادق جان. حیف گرمی قلب ما بهم نرسید ... حیف اونقدر زود به دنیا اومدی. حیف اونقدر دیر به دنیا اومدم که ببینمت. البته، حیف که ، به دنیا اومدیم!

مرگ برای من، شیرین ترین رویای زندگانیست ، روزی به این هدف دست خواهم یافت. روزی من هم خوشحال خواهم بود ...

برچسب: نویسنده: مینا شریعتی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:52

صفحه بندی